الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

186

شرح كفاية الأصول

جواب دليل اول ( أمّا الاولى . . . ) اخبارىها در وجه اول گفته بودند كه فهم قرآن ، اختصاص به معصومين عليهم السّلام دارد و سايرين از درك مفاهيم آن عاجزند . مصنّف در جواب از اين دليل مىگويد : مقصود از اختصاص داشتن فهم قرآن به اهلش ( يعنى معصومين ) ، اختصاص فهم قرآن به مجموعش كه شامل متشابهات و محكمات است ، مىباشد ، نه اينكه فهم جميع قرآن ، اختصاص داشته باشد كه حتّى محكمات را نيز شامل شود . به بيان ديگر : فهم و درك مجموعه قرآن ، اختصاص به اهلش دارد ( زيرا در اين مجموعه ، آيات متشابهى وجود دارد كه فقط معصومين قادر به درك آنها هستند ) امّا نسبت به جميع و تك‌تك آيات نمىتوان ادعا كرد كه ديگران از فهمش قاصرند ، زيرا بسيارى از آيات قرآن است كه غير معصومين نيز مىتوانند مفهوم و مقصود آنها را درك كنند ، مثل ( كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ . . . ) يا ( لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ . . . ) و . . . و ردع أبى حنيفه . . . اخبارىها در ادامه استدلالشان در وجه اول گفته بودند : شاهد اينكه فهم قرآن اختصاص به اهلش دارد ، اين است كه در رواياتى ، ابو حنيفه و قتاده به خاطر فتوايشان كه بر مبناى قرآن بوده ، مذمّت شده‌اند . امام صادق عليه السّلام در حديثى ، ابو حنيفه را از استدلال به ظاهر قرآن منع كرده و فرموده است : « ويلك يا ابا حنيفه ، ما جعل اللّه ذلك الّا عنه اهل الكتاب ، ما ورّثك اللّه من كتابه حرفا » « 1 » و يا امام باقر عليه السّلام ، قتاده را از استدلال به ظاهر قرآن نهى كرده و فرموده است : « ويحك يا قتادة ، انّما يعرف القرآن من خوطب به » مصنّف در جواب از اين استشهاد مىفرمايد : علّت اينكه ائمّه ، امثال ابو حنيفه و قتاده را از استدلال به ظاهر قرآن منع مىكردند ،

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، كتاب القضاء ، باب 6 ص 29 حديث 27 .